1- قدرت موتورهای جستجوگر
ایده اصلی كار به این صورت است كه شما كلمات كلیدی خود را انتخاب می كنید و در موتورهای جستجویی مانندMSN یاGoogle عضو می شوید.هنگامی که کاربران آن کلمات را برای جستجو وارد کنند سایت شما در صفحات حاصل از نتایج جستجو به نمایش گذاشته می شود و مشتریان را به سایت شما هدایت خواهد کرد.

در موتورهای جستجویی که از روش پرداخت به ازای هر کلیک استفاده می کنند، تنها هنگامی از شما پول دریافت می شود که کاربری روی نام سایت شما کلیک کند و به آن وارد شود. حداقل میزان این پرداخت ها به کلمات انتخاب شده توسط شما بستگی دارد. ضمناً هر چه پیشنهاد شما برای پرداخت در مقایسه با رقبا بالاتر باشد، رتبه بالاتری در صفحه نتایج کسب خواهید کرد.
باید سعی کنید که رقبای خود را پشت سر بگذارید و مشتریانی که به دنبال محصولات شما هستند را جذب کنید.


2- تبلیغات هدفدار
پدیده جدیدی که در دنیای موتورهای جستجو گر به وجود آمده است، جستجوی مرتبط با متن یا تبلیغات هدفدار است. در این پدیده به جای این که لینک سایت شما در صفحات نتایج نمایش داده شود، به درون سایت های مرتبط می رود. برای مثال اگر کاربر به سایتی مراجعه کرده و وضعیت آب و هوایی سواحل میامی را چک می کند احتمالا" مایل است اطلاعاتی در مورد هتل ها یا آژانس های اتومبیل آن منطقه نیز به دست آورد. این لینک ها توسط موتورهای جستجو در همان صفحه در اختیار او قرار می گیرند. به این ترتیب شما در همان لحظه ای که مشتری در فکر یافتن محصولات و خدمات شما است او را غافلگیر می کنید و به سایت خود می برید.


3- عوامل موفقیت
استفاده از موتورهای جستجو می تواند با توجه به نیاز شما در زمینه های مختلف شما را یاری کند.

- شناساندن و به نمایش گذاشتن نام شرکت شما در سطحی بسیاروسیع.

- جذب مشتریان جدید.

- افزایش ترافیک (میزان بازدید کننده) وب سایت شما در نتیجه افزایش درآمد.

- شناسایی مراجعین دائمی به وب سایت.

- تبلیغات و پیشنهادات فروش.

- تبلیغات عمومی.

- بازاریابی برای محصولات.

- افزایش فروش الکترونیکی.


4- از اشتباهات زیر اجتناب کنید:

1- اشتباه در انتخاب کلمات کلیدی
یکی از اشتباهات بازاریابان الکترونیکی آن است که از ابتدای کار کلمات بسیار جزئی و تخصصی را انتخاب می کنند. بهتر است ابتدا تعداد محدودی کلمه کلی تر را انتخاب کنید و نتایج را بررسی کنید. ببینید که مشتریان حقیقی شما از چه کلماتی بیشتر استفاده می کنند و به دنبال چه هستند. سپس می توانید کلمات تخصصی دیگری را به کلمات کلیدی خود اضافه کنید و از ورود کاربران غیرمرتبط جلوگیری کنید. معمولا" شرکت ها اصطلاحات تخصصی خود را به عنوان کلمات کلیدی برمی گزینند که مشتریان هرگز آن ها را برای جستجو وارد نمی کنند.
سایت wordtracker.com ابزاری است که به شما کمک می کند تا موفقیت کلمات کلیدی خود را بسنجید و در صورت لزوم آن ها را تغییر دهید.


2- اصرار برای مدیریت همه امور توسط شخص شما
مدیریت مسائل مربوط به موتورهای جستجو یک کار تمام وقت است. بررسی و اندازه گیری نتایج، تغییرات ضروری و کنترل رتبه های به دست آمده در موتورهای جستجو احتیاج به زمان فراوان و افراد متخصص دارد. بهتر است که مدیریت بازاریابی توسط موتورهای جستجو را به دست یک مشاورخبره یا برنامه های نرم افزاری مخصوص این کار بسپارید.



3- عضویت در فقط یک موتور جستجو
اعتماد به یک موتور جستجوی بزرگ و مشهور موفقیت شما را محدود می کند. سرمایه گذاری روی یک روش خاص، یک موتور جستجو و یک پیام تبلیغاتی اشتباه است. در عوض بهتر است سرمایه خود را بین گروهی از پیام های تبلیغاتی و ترکیبی از موتورهای جستجو تقسیم کنید تا مشتریان بیشتری را جذب کنید.


4- نا امیدی
از موتورهای جستجو انتظارات منطقی داشته باشید. ممکن است حدود 8 هفته طول بکشد تا موتور جستجو شما را در لیست خود قرار دهد. برای به دست آوردن نتیجه مطلوب ممکن است لازم باشد در گروهی از موتورهای جستجو عضو شوید و متدهای مختلف را پیش بگیرید. باید کمی صبر داشته باشید تا به اهداف خود برسید.


5- اشتباهاتی که در سایت وجود دارند
اگر صفحات سایت شما برای موتورهای جستجو بهینه نشده باشند، تمام کلمات کلیدی دنیا هم نمی توانند به شما کمک کنند. یکی از اشتباهات رایج، جدا شدن یک صفحه از سایت است. برای مثال در اثر تغییراتی که در سایت اعمال می کنید ممکن است لینکی را که به صفحه مورد نظر وارد می شده است را از بین ببرید. به این ترتیب موتور جستجو صفحه مورد نظر را مشاهده نخواهد کرد.
اشتباه دیگر این است که کلمات کلیدی فراوانی را در صفحات سایت خود جای بدهید. وقتی که موتور جستجو 100 ها کلمه و عبارت مختلف را در یک صفحه می بیند نمی تواند درجه اهمیت هر کدام را تشخیص بدهد و در نتیجه در هیچ کدام از آن کلمات رتبه خوبی به دست نخواهید آورد. بهتر است سایت خود را برای یک یا دو کلمه کلیدی بهینه سازی کنید.

امروزه تجارت های گوناگون برای کسب موفقیت باید همیشه و همه جا حضور داشته باشند و پیشنهادات قابل توجهی را به مشتریان ارائه کنند. موتورهای جستجو می توانند شما را برای جلب نظر بازدیدکنندگان اینترنتی یاری کنند.

رای ایجاد رابطه قوی و جادویی با مشتریان باید از روش های مختلف بهره ببریم. این که بتوانیم با مشتریان رابطه فوق العاده و ایده آل داشته باشیم کاری بسیار آسان می باشد،‌ اما خبره شدن در آن به تلاش واقعی نیاز دارد.شما می توانید با کارکردن بر روی برخی ویژگی ها در این بخش خبره شوید.
را ه استفاده از کتاب مجیک
تعاملات فردی برای مشتریان اهمیت زیادی دارد.یک مکالمه کوتاه می‌تواند ارتباط شما را شکل دهد یا آن‌ را نابود سازد. روش مجیک  تکنیکی برای ارتقای روابط با مشتریان است.به‌عنوان مشتری ،‌ وقتی شخصی کاری را به طور صحیح ، به موقع و با قیمت مناسب برایتان انجام می‌دهد، احساس فوق‌ العاده‌ای پیدا نمی‌کنید؟ وقتی از انتظارات شما فراتر می‌روند ، چه احساسی دارید؟ آیا واقعا خوشحال نمی‌شوید؟
خواسته شما این است که مشتری با محصولات و خدمات شما خوشحال باشد و مشتریان نیز می‌خواهند شاد باشند.اگر بی‌تفاوت باشید، با سیاست‌های تدافعی به سوالات آن‌ها پاسخ دهید یا حتی بگوئید که می‌خواهید معامله را تمام کنید ، آیا لحظه‌ای جادویی آفریده‌اید یا لحظه‌ای غم‌انگیز؟ اگر اقدامات شما در درک موارد به مشتریان کمک ‌کند، به آن‌ها نشان دهد که برایتان مهم هستند و می‌خواهید به آن‌ها کمک کنید، درحال ایجاد ارتباط هستید.
اغلب مشتریان نه به‌خاطر ناامیدی یا عصبانیت، بلکه به‌خاطر بی‌تفاوتی شرکت‌ها ، به خریدهای خود پایان می‌دهند.رفتار بعضی کارمندان نشان می‌دهد که اصلا به دیگران اهمیت نمی‌دهند.متاسفانه ، بی‌تفاوتی کارمندان معمولا از فرهنگ نامناسب سازمانی به‌وجود می‌آید.قدرت نشان‌دادن علاقه را به کارمندان آموزش دهید.یک تماس تلفنی دو دقیقه‌ای با مشتری قدرتمندتر از هر آگهی یا تبلیغ است. مهم نیست که در قلب شما چه می‌گذرد ، اما تا زمانی که نتوانید مشتری را متقاعد کنید که به نیازهای او اهمیت می‌دهید و او را درک می‌کنید ، نمی‌توانید اثر خوبی بر او بگذارید.
 
ارتباط پایه‌ای با مشتری
در نحوه پاسخگویی و مطالبی که به افراد می‌گویید ، سنجیده عمل کنید.واژه‌ها، زبان‌بدن و رفتار شما باید گرم ، مثبت، حامیانه و دلگرم‌‌ کننده باشد.اگر اینگونه عمل کنید ، پاسخ مشابهی دریافت خواهید کرد.درحالی‌ که همیشه حق با مشتریان نیست اما حقیقت آن است که آن‌ها همیشه مشتری هستند.هدف شما این است که تمایل آن‌ها برای ملاقات مجدد با خود را برانگیزید.پاسخگویی شما آن‌ها را تشویق می‌کند تا با شما تماس بگیرند.
 به‌جای دماسنج، تنظیم‌کننده دما باشید.منفعلانه دمای مشتریان را اندازه‌گیری نکنید ، بلکه با اقدامات و سخنان خود ، دمای معامله را تنظیم کنید.درباره روز کاری خود فکر کنید. فهرست کارهای قابل‌ کنترل را در یک طرف کاغذ و کارهای غیرقابل کنترل را در طرف دیگر کاغذ بنویسید.نگاهی به قسمت غیرقابل کنترل بیاندازید و فهرست خود را مجددا ارزیابی کنید.آیا نمی‌توانید حداقل بر تعدادی از این عوامل اثر بگذارید؟ شما بیشتر از آنچه فکر می‌کنید، کنترل دارید و موثر هستید. اکنون فهرستی از هر چیزی که تعاملات شما با دیگران را شکل می‌دهد،‌ تهیه کنید. تمامی موارد، از حالات صورت تا متمرکز کردن توجه خود را در این فهرست لحاظ کنید.
روانشناسی در مطالعه خود در سال 1981 دریافت که 55 درصد مواردی که در جلسات رودررو انتقال می‌یابد ، از اشارات دیداری ، 38 درصد از جنبه‌های غیرکلامی صدای شما و تنها 7 درصد از واژگان شما دریافت می‌شود.واژه‌ها مهم هستند ، اما قدرت آن‌ها در شرایط متفاوت ، افزایش یافته یا کاهش پیدا می‌کند.وقتی زبان ‌بدن شما پذیرا باشد ، مشتری احساس می‌کند که با شما ارتباط برقرار کرده است. این احساس می‌تواند زمینه‌ای برای رشد رابطه ایجاد کند.
 روش مجیک به‌طور خلاصه اینگونه تعریف می‌شود:

    تماس برقرار کنید ، ارتباط ایجاد کنید.
    حرفه‌ای اقدام کنید ، اعتماد به‌نفس داشته باشید.
    درست به هدف بزنید ، گوش دهید و سوالاتی بپرسید.
    اقدامات آینده خود را معرفی کرده و شفاف‌ سازی کنید.
    ارتباط ذهنی برقرار کنید.

وقتی تعامل با مشتری با ناامیدی و عصبانیت آغاز می‌شود، ممکن است وسوسه شوید تا خود را پشت سیاست‌ها و فرایندها پنهان کنید. به‌جای آن، خود را در شرایط مشتری قرار دهید. چه احساسی داشتید اگر شخصی که به او اعتماد داشتید، به‌جای حل مشکل شما، جملاتی درباره سیاست‌های شرکت تحویلتان می‌داد؟ آیا وقتی فردی رابطه شخصی با شما برقرار کرده و در حل مشکل به‌ شما کمک می‌کند، احساس بهتری ندارید؟کدام رویکرد مناسب‌تر است؟
مشتریان دوست دارند آن‌ها را درک کرده و مانند انسان با آن‌ها رفتار کنید و نه فقط خریدار. وقتی با همدلی به آن‌ها پاسخ می‌دهید، گام‌های بزرگی به‌سوی حل مشکلاتشان برداشته‌اید. نشان دادن همدلی به این معنا نیست که باید با همه سخنان مشتری موافقت کنید، ولی باعث می‌شود تماس‌های خدماتی شما کوتاه‌تر و موثرتر باشد. وقتی با مشتریان صحبت می‌کنید، ‌نام خود را بگوئید و هرچه زودتر نام آن‌ها را نیز بپرسید.بر خوشحالی و تمایل خود برای کمک به آن‌ها و ارائه راه‌حل مشکلاتشان تاکید کنید. وقتی سوالی دارید، قبل از پرداختن به سوالات، برای پرسیدن آن‌ها اجازه بگیرید.این گام‌های ساده و مودبانه به کاهش عصبانیت کمک کرده و مشتری را از ابتدا در جبهه شما نگه می‌دارد.بهترین عبارات که اثری واقعا جادویی دارند، شخصی، خاص و همدلانه هستند. به آن‌ها نشان دهید که احساسشان را درک می‌کنید.درمورد اقدامات آینده خود و زمان انجام آن‌ها شفاف باشید.
عبارات نامناسب می‌تواند شرایط پرفشار را تشدید کند. هر واژه‌ای که موضوعی منفی را بیان کند یا آن همدلی که برای ایجاد آن‌ تلاش کرده‌اید را نابود کند ، نامناسب است. به‌جای آن به‌دنبال استفاده از واژه‌های جدید و جادویی باشید. این فرصت را غنیمت شمارید و از نحوه اثرگذاری کلام خود بر ارتباطات مشتری آگاه‌تر شوید.
 
حل شرایط دشوار
با وجود تلاش‌های زیاد، ممکن است با مکالمات دشوار یا حتی اهانت‌ آمیزی روبه‌رو شوید.اول سپاسگذار باشید که مشتری شکایات خود را نزد شما آورده است، زیرا اغلب مردم این شکایات را با دوستانشان درمیان می‌گذارند.وقتی شکایات را نشنیده باشید، نمی‌توانید آن‌ها را برطرف کنید. همیشه از فردی که مسئله را با شما مطرح می‌کند تشکر کنید و یاد بگیرید که همیشه سپاسگزار باشید.مطالبی که یک مشتری ناراحت به‌شما می‌گوید را حمله شخصی به حساب نیاورید.به‌جای آن، بر مسئله اصلی تمرکز کرده و عصبانیت را فرو بنشانید.تُن صدای خود را کنترل کرده و حرفه‌ای باقی بمانید. معمولا همدلی شما می‌تواند شرایط حمله را به مکالمه‌ای متقابل و سودمند تبدیل کند.وقتی اصل موضوع را می‌فهمید ، شخص را به‌نام بخوانید و به او قول دهید که در حد توان به او کمک می‌کنید. اگر عصبانیت ادامه پیدا کرد، بگوئید که مایل به کمک هستید، اما لحن اهانت‌آمیز و عصبانی آن‌ها سدراه حل مشکل است.مهم نیست که مشتریان تا چه حد می‌توانند منطقی باشند، اما شما منطقی و حرفه‌ای باقی بمانید.
گاهی ممکن است مشتریان آنقدر ناراحت شوند که نتوانند ارتباط شفافی با شما برقرار کنند تا بتوانید به آن‌ها کمک کنید.خواندن آن‌ها به نام و تکرار جملات همدلانه می‌تواند آن‌ها را آرام کند.اگر این‌کار نتیجه نداد، به آن‌ها پیشنهاد دهید که بعدا با شما تماس بگیرند. ممکن است بعضی از تماس‌گیرندگان سرگردان و بی‌هدف باشند و زمانی طولانی را صرف مکالمه با شما کنند. مودبانه در کار آن‌ها دخالت کنید و روش‌های ممکن برای کمک به آن‌ها را از خودشان بپرسید. نکته اصلی مشکل را بشنوید و آن‌را مانند هر تماس دیگری مدیریت کنید. مسئولیت‌پذیر باشید و حامی و همدل باقی بمانید.
اگر باید خبر بدی را به اطلاع مشتری برسانید، آن را مانند ساندویچ سرو کنید. نان روی کالباس نشان می‌دهد که خواسته مشتری را به‌وضوح فهمیده‌اید.گوشت همان خبر بد است و نان زیر کالباس با اتمام خبر به صورت مثبت و همدلانه‌ از مشتری تشکر می‌کند. وقتی با مشتری عصبانی روبه‌رو می‌شوید، حالات چهره شما باید گرم و پذیرا باشد، نه اینکه عصبانیت مشتری را بازتاب دهد. تماس چشمی برقرار کنید. از حرکات متوازن، غیرپرخاشگرانه و آرام استفاده کنید. حالتی راست، قوی، پرانرژی اما غیر تهدیدآمیز داشته باشید. در حدی نزدیک مشتری بایستید که نگرانی خود را نشان دهید، اما بیش از حد به او نزدیک نشوید. باید حمایت، همدلی، قدرت و سخاوت روحی از خود نشان دهید.
بر مشتری تمرکز کنید، نیازها و اولویت‌های او را بشناسید و سعی کنید به‌جای فروش، ارتباط ایجاد کنید. اگر از انتظارات مشتریان فراتر رفته و برای درک نیازهای بلند‌مدت آن‌ها تلاش کنید، بهتر از فردی عمل می‌کنید که فقط می‌خواهد محصولات خود را غالب کرده و سفارش بگیرد. شما به منبعی موثق و معتبر برای مشتریان تبدیل خواهید شد.
مجیک حتی با حداقل وظایفی که هر فرد تماس‌گیرنده باید انجام دهد، می‌تواند به شما کمک کند:
جمع‌آوری پول از مشتریان متخلف.نشان دادن درک و همدلی ، بیش از تلاش برای وادار کردن مردم به پرداخت پول موثر است.اگر همکاری داشته باشید و خود را علاقه‌مند به مذاکره نشان دهید ،‌ اغلب مشتریان مایلند با شما کار کنند.بر شخصی که با او معامله می‌کنید تمرکز کرده و او را تهدید نکنید . برای دستیابی به راه‌حلی متقابل تلاش کنید.
 
وقتی روابط با مشتریان شخصی می‌شود
افرادی که مهارت‌های «مجیک» را یاد می‌گیرند،‌ نهایتا جامعه‌ای از افراد پیش رو تشکیل می‌دهند که به ایجاد ارتباط با مشتری اهمیت می‌دهند.از نظر آن‌ها خدمت‌ رسانی ، ارزیابی و ارتقای دائمی است.اصول «مجیک» را در سیستم پاداش‌دهی شرکت خود، مربیگری و فرایندهای داخلی و همچنین در ارتباط هر یک از کارمندان با مدیر،‌ تقویت کنید.
در هر جلسه آموزشی، هدف خاصی را دنبال کنید:

    ادراکات خود و فردی که به او آموزش می‌دهید را درک کنید.
    برای مواردی که باید کشف کرده و گسترش دهید، متقابلا تصمیم‌گیری کنید.
    فهرستی از توافقات و اقداماتی که هر دو طرف پیگیری خواهید کرد را‌ تهیه کنید.
    باوجودی‌که نمی‌توانید احساسات و افکار واقعی طرف مقابل را بفهمید، اما تجربه کافی برای حس کردن افکار و احساسات کلی افراد در یک شرایط خاص را دارید. با استفاده از روش مجیک درمی‌یابید که اغلب مردم می‌خواهند موجه باشند و به تلاش‌های شما برای درک آن‌ها و کمک به آن‌ها پاسخ مثبت می‌دهند. افزایش اثربخشی شما بر مشتریان غیرقابل‌ تصور خواهد بود.

آخرین نمونه کارها

    • جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی
    • طراحی پوسته اختصاصی ، سبک سازی و سئو
    • http://iifut.kanoonha.ir
    • ثبت نام و ارسال اثار کشوری
    • مشاهده سایت
    • شبکه مجازی کانون های دانشگاه ها
    • طراحی اختصاصی و سامانه های تخصصی
    • http://kanoonha.net
    • شبکه اجتماعی و ملزومات آن
    • مشاهده سایت
    • موسسه فرهنگی آموزشی نصیر
    • طراحی شاد و متنوع
    • http://nasirhs.ir
    • تالار گفتمان و اطلاع رسانی موسسه
    • مشاهده سایت
    • پایگاه آموزش مجازی
    • طراحی اختصاصی
    • http://amuzesh.net
    • مدیریت آموزش مجازی
    • مشاهده سایت
Go to top